
دریافت صوت: 6Mb
لینک تارنمای سابق حلقه راهبردی: راهبردی
متن:
بسم الله الرحمن الرحیم
…..بصیرت ۴ محور اصلی دارد. محور اول دشمنشناسی است. قرآن میگوید عدو مبین شما کیست؟ شیطان. شیطان ماهیت جن و انسی دارد و لذا شیطان جن و انس میشود دشمن. پس شناخت دشمن، امروز شناخت شیطان شناسی است. غربشناسی.
امام فرمود شیطان بزرگ آمریکاست. فراموسونری، صهیونیسم، همهی این ایسمهای ریز و درشتی که دارند. لیبرالیسم، سکولاریزم و … دشمن یک بخشش این است.
شما واقعاً اگر دشمن شناس باشی، شیطان و مکر او را بشناسی شما ۲۵% اول بصیرت را داری الآن اینها سر بحث حُبّ و بغضشون در انتخابات متوجه نیستند که بابا دشمن دارد سوء استفاده مینماید نمیتوانند بفهمند که آمریکا چه سوت و کفی میزند، چون بصیرت ندارند وگرنه اگر آدم بفهمد دشمنش دارد برای او سوت و کف میزند حسابش را جدا میکند.
حوزهی دوم در بصیرت جریانشناسی است. فرض کنید یک چشمه داریم، آب موج میزند، بعد می شود جنبش، بعد میآید جریان پیدا میکند و آخرش میشود نهضت. پس چشمه هر موجی که میخورد این کاسه چشمه پر میشود به این میگویند موج اجتماعی مثلاً موج سینمای چپ ایتالیا موج روشنفکری فلان، این موج، جنبشی را که ایجاد میکند تا پایین تپه، زمین را خیس میکند به این میگویند جنبش اجتماعی چون ممکن است یک متر پایینتر خشک باشد و ادامه پیدا نکند. اگر این جنبش جاری شد در دامنه کوه و رفت در دشت، به این میگویند جریان اجتماعی. جریان اگر رفت ریخت به دریا و دوباره تبخیر شد و برگشت رفت در کوه بارید به این میگویند نهضت. حالا جریان شناسی یعنی چه؟ یعنی بدانی یک حرکت از کجا سرچشمه گرفته است؟ آمده است موج موج از روی این کاسهی چشمه سرازیر شده است و تبدیل گردیده به جنبش؟ و بعد تبدیل شده است به جریان؟مثلاً جنبش دانشجویی، چرا به آن میگویند جنبش؟ چون شما طرف را چهار سال میبینی، کوتاه کوتاه، قبل و بعدش در دست ما نیست. جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش محیط زیست، جنبش دانشآموزی و … . اینها جنبش ملّی-اجتماعی است امّا جریانشناسی مثلاً ما ۳۶ جریان فرهنگی و سیاسی در ایران داریم. شما این جریانها را نشناسی یک موقع میبینی که همراه شدی با یکی از اینها، ۳۶ جوب است، شما معلوم نیست که در کدام یک از اینهایی؟ مثلاً جریان چپ مدرن شما تحت عنوان حزب مشارکت میشناسیدش، سازمان مجاهدین انقلاب جریان راست مدرن، لیبرال دموکرات، میشود حزب کارگزاران اگر اینطور نشناسی میروی می بینی که اینها پنجشنبهها دعای فلان را آقای م.هـ در منزلش برقرار می کند. این همه بچهی خوب دارند دعا میخوانند بعد نگاه میکنی میبینی که خیلیها آنجا میروند و نمیتوانی تشخیص بدهی که آقا این محفل دعای ندبهی روز جمعه لیبرال دموکراتها که از فلانی تا فلانی داخلش میروند لیبرال دموکرات هستند اصلاً لیبرالیزم سر آشتی با اسلام ندارد، وقتی جریانشناسی نداری نمیتوانی تفکیک کنی. پس دانستن جریانهای سیاسی، جریانهای فرهنگی و جریانهای اجتماعی، مثلاً جریانهای اجتماعی چیست؟ یکی از آنها جریان شیطانپرستی است. یکی جریان دراویش است. یکی جریان عرفانهای سرخپوستی و کاذب است و اگر اینها را ندانی بعد میبینی میآیند میگویند کفِ دانشگاه تهران کلاس گذاشتهاند، به به! به به! چه عرفانی! بعد میروی میبینی طرف دارد چرت و پرت درس میدهد.
اینها همه را که کنار هم میگذاریم میبینیم همه بچه حزباللهی هستند،
طرفدار ولایت هستند اما سه تا جریان است.
ببینید اگر شما جریانها را اینگونه نشناسید، یک دفعه نگاه میکنی که قِل خوردی رفتی در یکی از همین جریانات.
الآن در تفکرات آدمهای متدیّن فکر میکنید چند تا جریان وجود دارد؟ یک جریان صدرایی است که الآن شاخصش میشود آقای جوادی و آقای مصباح؛ یکیش میشود جریان مکتب تفکیک که شاخصش میشود آقای حکیمی و پدر آقای رحیم پور ازغدی؛ یکیش میشود جریان فرهنگستان اسلامی علوم که میشوند آقای میرباقری و …
ببینید، اینها همه را که کنار هم میگذاریم میبینیم همه بچه حزباللهی هستند، طرفدار ولایت هستند اما سه تا جریان است. من بخواهم برای شما بشمارم ألی ماشاءالله . جریان چهارم فرهنگی کشور میشود هایدیگریها. آن که آوینی و .. یک کم به آن نزدیک بودند. جریان پنجم آن میشود جریان پوپریها، سروش و …
ببینید اگر شما جریانها را اینگونه نشناسید، یک دفعه نگاه میکنی که قِل خوردی رفتی در یکی از همین جریانات.
(برای دیدن عکس اصلی بر روی تصویر کلیک کنید.)
پس شد جریانهای فرهنگی، جریانهای سیاسی، جریانهای اجتماعی. لذا شما اول باید دشمن شناس باشید، از غربشناسی تا صهیونیسم شناسی تا فراماسونری شناسی و هر چه ایسم مدرن هست و … نمیگویم زندگیتان را ول کنید بروید دنبال اینها، میخواهم بگویم کسی که بصیرت دارد اسیر این گزارهها نمیشود، دومی جریان شناسی بود که اینها هم ۳ تا حوزه داشت.
سومی، مسئلهی دین پژوهی است. ما در شناسنامه مسلمانیم امّا سوال: اگر پدر و مادر ما مسلمان نبودند آیا ما اسلام میآوردیم؟ مضاف بر این که خدا لطف کرده و نطفه ما را مسلمان قرار داده است، لطف کرده که والدین ما مسلمان هستند، حالا یکبار دیگر بیاییم خودمان واقعاً به صورت معرفتی دیندار باشیم. حالا ایمان بیاوریم، دینپژوهی پنج تا حالت دارد؛ یا دینپژوهی عرفانی است، یا فلسفی است، یا دینپژوهی علم ی است، یا دینپژوهی کلامی است یا دین پژوهی فقهی است. بعضیها اهل عرفان هستند و دین را عرفانی میشناسند، بعضیها دینپژوهی آنها عرفانی نیست بلکه فلسفهای است. [با استدلالهای فلسفی و سنگین] بعضیها دینپژوهیشان علمی است. این بنده خدا راه افتاده بود میگفت که ملکول آب را برداشتیم و دیدیم با کلمات گوناگون تغییر شکل میدهد و قشنگترین حالت آن زمانی بوده است که قرآن تلاوت شده و … ؛ این دینپژوهی علمی است و برخی از آنها نیز باطل است. یکی دیگر هم دینپژوهی کلامی است. حُسن و قُبح ذاتی و … و یا این که فقهی است. حلال و حرام و مکروه و مستحب و … . بالاخره ما را اگر بتکانند، چه قدر دین داریم؟ یکی بگوید من را مسلمان کن، چه داری به او بگویی؟ میگویند زمانی چیزی را خوب بلدی که بتوانی درس بدهی، ما چه قدر دین بلدیم که اگر کسی گفت ما را مسلمان کن، میتوانیم خوب اسلام را ارایه کنیم؟
جنگ نرم یعنی تسخیر قلبها و مغزها.
قلبها را میتوان ارضاء نمود با حبّ و بغضهایی که ایجاد می شوند.
ذهنها را میتوان اغناء نمود با شک و یقینهایی که به وجود میآیند.
چهارمین حوزه بصیرت، شناختن این اتفاقی است که سی سال پیش به نام انقلاب اسلامی افتاد و بی سابقه بود. امام فرمود انفجار نور بود و شما میدانید در فیزیک چیزی به نام انفجار نور نداریم، انفجار نور بود خیلی حرف عظیمی است.
چه اتفاقی افتاد که سی سال پیش این انقلاب رخ داد؟ این انقلاب یک دندانه کوچک از یک زنجیرهی عظیمی است به نام نهضت انتظار. یعنی از آدم شروع شد تا خاتم، یک حرکت چند هزار ساله، ادامه آن حرکت که امام فرمود ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء است، بعد در غدیر امامت شروع میشود با حضرت علی تا حضرت مهدی تا استقرار یابد. این حرکت را ما به آن میگوییم سیر تاریخ شیعه، تاریخ شیعه، سیر تاریخ انبیاء و ائمه است. از لحظهای که امام دوازدهم به غیبت کبری میروند، آن چهار نایب امام که علنی نایب بودند، بعد از آنها با ابن قولویه نُوّاب مخفی کارشان شروع میشود. ابن قولویه در همین قم شروع میکند، پنجاه و نه نفر زیر آبی کار میکنند و نفر شصت و یکم یک دفعه میآید بالا و میشود امام راحل ما، الآن هم ما در زعامت نفر شصت و یکم هستیم. خدا را شکر.
بصیرت برای کسی است که از آدم تا خاتم را بشناسد و بعد شناختن از لحظهی غدیر تا روزی که حضرت میخواهند ظهور بفرمایند و ادامهی آن حالا شناخت امامها و دورههایشان اگر ما توانستیم درک کنیم که چه طور شد همه چیز زیرزمینی شد و ابن قولویه و سید رضی، شیخ طوسی، طبرسی و ….
این جزوه در سال 1388 تهیه شده است و نسخهای که برای دریافت شما قرار گرفته است ویرایش دوم (1390) است.
جزوه مدیریت تغییر یکی از کاربردیترین جزوههاست که به فرد میآموزد که هر تغییر چه مراحلی دارد و فرد باید چه اقداماتی را انجام دهد. این جزوه برای تمامی سطوح صالحین مخصوصا مسئول طرح کاراست و البته به گونهای تنظیم گردیده است که برای زندگانی روزمره نیز کاربرد فراوانی دارد.
این جزوه فارغ از بحث سازمان و تشکیلات به چرخه و روند طبیعی تغییر پرداخته است و برای همین تمامی تغییرات در زندگی، سازمان، اجتماع را شامل میگردد.


دریافت نسخه (4Mb): لینک دریافت
چند طرح که سال 1388 برای تبلیغ در مدارس دبستان، راهنمایی، دبیرستان و مساجد تهیه گردیده بود.



دریافت تصاویر اول: 2Mb
دریافت تصویر دوم: 3Mb
دریافت تصویرسوم: 400Kb
پینوشت:
در آن سال به مساجد اعلام شد که فرمها و سیهای راهنما را تحویل بگیرند و در هنگام دادن فرمها به آنها سه پوستر بالا در سایز (118*84 سانتیمتر) تحویل داده میشد. برخی گرفتند و متأسفانه برخی مراجعه نکردند.
به نیابت از بچههای صالحین در حرم حضرت ابالفضل العباس (علیهالسلام) نماز زیارت خوانده شد.
برای مشاهده سند روی عکس کلیک کنید
این پوستر در دو اندازه مختلف تقدیم میگردد. موضوع این پوستر برشی از بیانات امام خامنهای است که به نقش هر فرد در جبهه فرهنگی و ... اشاره میکند و نوع نگرشی که باید داشته باشیم را مشخص مینمایند.

سال نوی همه مبارک باشد. امسال به یاری خدا در مجموعه خودمان حجم بالایی از تولیدات را خواهیم داشت. این پوستر درباره تشکیل جبهه فرهنگی، برخی از اجزای آن و فرمانبرداری از فرمانده است.

مدل مفهومی ارکان شجره طیبه صالحین خدمت شما تقدیم میگردد. به زودی اینفوگراف این مدل نیز ارائه میشود.

یکی از کارهایی که تفکر حاکم بر شجره طیبه صالحین میطلبد، تبدیل نیروی انسانی به سرمایهی انسانی است. هر کسی در سازمان، جزو سرمایههای انسانی سازمان به شمار نمیآید، کسانی سرمایههای انسانی هستند که برای سازمان، ارزش افزوده داشته باشند، در مورد نحوه محاسبه ارزش هر فرد مجال صحبت نیست و در این چند خط میخواهیم آشناییای مختصر در مورد «تبدیل نیروی انسانی به سرمایهی انسانی» را ایجاد کنیم.
در واقع در اثر «فرآیندی» که به آن تربیت میگوییم هرد فرد که نیروی انسانی (نیروی بالقوه) سازمان است تبدیل به سرمایهی انسانی (نیروی بالفعل و زایا) برای سازمان تبدیل میگردد و چون هدف سازمان والا و اهداف ولایت است و جغرافیای انسانی او جامعه است، در این بین فعلیت یافتن نیروها باعث رشد اجزا و افراد جامعه میگردد.
(ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید)